الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

126

كفاية الأصول ( فارسى )

بنابراين : نه مسألهء نقل كه در بالا ذكر گرديد صحيح است و نه حمل بر معناى مجازى كه شما صاحب معالم فرموده‌ايد و نه توقفى كه در اينجا كرده و مردّد شده‌ايد . پس بايد صيغهء امر را بر معناى حقيقى نقل نمود . 2 - سلّمنا كه صيغهء امر فى المثل به نحو صدى هشتاد و پنج در طلب ندبى يعنى استحباب استعمال شده باشد ، باز هم سبب نمىشود كه بگوئيم در ما نحن فيه مجاز مشهور تحقّق دارد . به عبارت ديگر در مورد مجاز مشهور دو نظر وجود دارد . 1 - برخى معتقدند كه با تحقّق مجاز مشهور انسان مردّد و در نتيجه متوقف شده و نمىتواند كه لفظ را بر معناى حقيقى حمل نمايد ، چنان كه نمىتواند آن را بر معناى مجازى حمل كند . 2 - برخى هم معتقدند كه اصلا معناى مجازى بر معناى حقيقى ترجيح دارد و بايد لفظ را بر معناى مجازى حمل نمود . جناب آخوند ( ره ) در اين رابطه مىفرمايد : از ويژگيهاى مجاز مشهور اين است كه : كثرت استعمال در معناى مجازى بايد همراه با قرينهء منفصله باشد و لذا : - اگر تمام استعمالات لفظ در معناى مجازى و يا اكثر آنها همراه با قرينهء متّصله و يا به تعبير ديگر مصحوبه باشد سبب تحقّق مجاز مشهور نمىشود ، فى المثل : اگر هزاران بار كلمهء ( اسد ) را همراه با قرينهء متصلهء ( يرمى ) در معناى مجازى يعنى رجل شجاع استعمال كنيم ، مجاز مشهور محقّق نمىشود . لكن اگر اكنون بگوئيم رأيت اسدا ، و هيچ‌گونه قرينه متصله‌اى به همراه آن نياوريم لكن از طريق قرينه منفصله متوجه شويم كه مراد از ( اسد ) رجل شجاع است و اين استعمال تكرّر داشته باشد ، موجب پيدايش مجاز مشهور مىشود و معناى مجازى بر معناى حقيقى ، رجحان پيدا مىكند و يا حد اقل اينان معناى حقيقى در عرض معناى مجازى قرار مىگيرد و طبق اختلاف مزبور بايد توقف كرد . بنابراين : از آنجا كه در ما نحن فيه يعنى محل مورد بحث وجود قرينهء متّصله مطرح است ، مجاز مشهورى تحقّق نمىيابد تا كسى بگويد كه آيا ترجيح بر حقيقت دارد يا بايد توقف كرد . به عبارت ديگر : اگر تمام استعمالات مجازى به همراه قرينهء متّصله باشد سبب تحقّق مجاز مشهور نمىشود تا كه معناى مجازى بر معناى حقيقى ، رجحان پيدا كند و يا اينكه هر دو معنا در عرض هم قرار بگيرند و يا باعث توقف شود . * پس غرض از ( كيف ؟ و قد كثر استعمال العام فى الخاصّ حتى قيل . . . ) چيست ؟